پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

188

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

است تا مهمانان خود را در آن جاى دهد . سپس به من گفت كه به‌طورى كه گفته مىشود اين سفير آدم مهمى است و نظر مرا در اين مورد پرسيد . جواب دادم كه بلى ، زيرا گرچه او را شخصا نديده‌ام ، ولى مىدانم كه از اصيل‌ترين خانواده‌هاى اسپانيا است . شاه پرسيد كه او اسپانيولى است يا پرتغالى . پاسخ گفتم كه به نظر مىرسد به هر دو كشور مربوط باشد ، ولى البته بيشتر وابسته به دولت اسپانيا و در خدمت اين مملكت است . صحبت در اطراف اين موضوعات تا فرارسيدن شب ادامه يافت و جام نيز مرتبا در گردش بود و شاه و ديگران مىنوشيدند ، ولى چون شاه حرف مىزد و مثل سابق متوجه جام‌هاى من نبود ، از نوشيدن خوددارى كردم و بايد اضافه كنم كه اگر من اين جام‌ها را مىنوشيدم ، مسلما قدرت مقاومتم سلب شده بود . چون [ هوا ] تاريك شده بود ، چهار چراغ به مجلس آوردند . اين چراغ‌ها به شكل فانوس‌هاى آهنى گردى بود كه معمولا در كنار پنجره‌هاى خانه‌هاى قديمى رم مىافروزند . در وسط آنها فتيله‌اى در داخل چربى قرار گرفته بود كه مىسوخت و بيش از مشعل‌هاى ما از خود شعله و روشنايى بيرون مىداد . اين فانوس‌ها را در ايران بر سر چوب مىآويزند و در عقب و جلو اشخاص ، چون مشعل ، حمل مىكنند . البته فقط متنفذين و بزرگان داراى چنين وضعى هستند و مشعل‌داران در خيابان و موقع مسافرت شبانه راه آنها را روشن مىكنند و هر موقع سه - چهار مشعل‌دار با هم ديده شود علامت اين است كه شاه و يا حداقل حرم او در راه هستند . چهار عدد از فانوس‌ها را خارج از ديوان‌خانه ، در هواى آزاد ، جلو نماى عمارت قرار دادند و در داخل اتاق نيز از اين سر ، تا آن سر شمعدان‌هاى طلا و نقره به روى زمين گذاشتند ، كه در آنها به تناوب شمع‌هاى مومى و روغن چراغ مىسوخت . جلو ما مجددا سفرهء زربفت زيبايى گستردند كه با سفرهء ظهر از لحاظ نقش و نگار فرق داشت و همان‌طور كه به مناسبت ناهار شرح دادم ، فقط در يك طرف سفره مهمان‌ها نشسته بودند . در روى سفره‌ها با فواصل معين جلو هر دو نفر يك ظرف زيبا و گرد سربسته‌اى كه فقط بالاى آن سوراخ عريضى تعبيه شده بود ، قرار دادند . از اين ظرف براى ريختن آشغال‌هاى غذا استفاده مىكنند و به اين ترتيب سفره ، تميز مىماند ؛ زيرا بايد اضافه كنم كه بشقاب‌هاى كوچك پهلودستى در اينجا مصرف ندارد . در طرف ديگر سفره ، مقابل هر يك از اين ظروف ، يك تنگ بسيار بلند قرار داشت كه جنس آن نيز مانند ساير اشياء از طلاى ناب بود ؛ ولى اين تنگ از شراب يا آشاميدنى ديگرى پر نشده بود و فقط براى تزيين و يا شايد براى محكم نگه‌داشتن سفره در آنجا قرار داشت . اين سفره براى شام گسترده نشده بود و فقط آن را بدين منظور انداخته بودند كه ما براى صحبت به دور آن